|
نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که می شد توی دستام نگه داشتم نشستم کنارش نمی دونم ... هیچی یادم نیست... تا چند لحظه بعد از چند جمله ای که دنیا پشت سرهم و بین گریه های شدیدش گفت صدام ضعیف و مرده بود ... و سرد ... صدای خودمو نمی شناختم ... و دنیا هم صدامو نشنید ... - خفه شو لعنتی + Date سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 19:7 Leily،Majnon |
سبيل: + Date شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 21:21 Leily،Majnon |
مسافر خسته ی من بار سفر رو بسته بود تو خلوت آیین ما به انتظار نشسته بود می خواست که از اینجا بره اما نمی دونست کجا دلش پر از گلایه بود ولی نمی دونست چرا دفتر خاطراتش و روطاقچه جا گذاشت و رفت عکسای یادگاریش و برای ما گذاشت و رفت دل که به جاده می سپرد کسی اونو صدا نکرد نگاه عاشقونگی برای اون به پا نکرد حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمیزنه تو لحظه های بی کسی پرنده پر نمیزنه با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره مسافر خسته ی من یه عمره که مسافره از سر تو که می گذرم حرفاتو باور میکنم تو دست بارونیه عشق خستگمو در می کنم میون این فاصله ها بودن تو یه نعمته حتی اگه یه شب باشه صفر با تو غنیمته همه صفر یه حادثس برای تو برای من یه فرصت بدون شک واسه دوباره ما شدن آخر این جاده کجاست عبور یا رسیدنه حتی دروغ ولی بگو که این شبا مال من از سر تو که می گذرم حرفاتو باور میکنم تو دست بارونیه عشق خستگمو در می کنم میون این فاصله ها بودن تو یه نعمت حتی اگه یه شب باشه صفر با تو غنیمته + Date چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 22:35 Leily،Majnon |
عشق شوق مرگ فاخته ای است برای رسیدن به دل باخته اش اگر خواهم غم دل با تو بگویم + Date دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 8:3 Leily،Majnon |
سلام مامانی مامان جون روزت مبارک روزه مادر رو اول به مامان خودم بعد به همه مامانای دنیا تبریک می گم امیدوارم که دختر خوبی برات باشم و بتونم جواب همه خوبی و مهربونیاتو بدم دوستت دارم مامان جون و ممنون بابت همه زحمتهایی که برام کشیدی. به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته فتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن + Date شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 0:2 Leily،Majnon |
راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟ به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود. با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید. + Date چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 7:51 Leily،Majnon |
"امشب از شب های تنهایی ست رحمی کن بیا" در نگاه من جهان یک تار موست خواب دیدم از یَمن سر زد سهیل آمدن تعبیر زیبایی ست رحمی کن بیا باز هم تکرار عشق و آدم و سیب و سقوط چشم شیطانت اهورایی ست رحمی کن بیا بی تو غمگین ، سرد و ساکت ، سوت و کور چشم به راه توام ای جانا + Date سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 6:47 Leily،Majnon |
عاشق چشم نگو عاشق گیسو نیست عاشق خط ابرو خال لبو روی نیست عاشق معرفت و صداقت و نجابت و مهربانیست من به خال لبت دل نبندم که فانیست به قلب کوچکت عشق ورزم که جاودانیست الهی دلبری دادی پر از عشق و وفا عاشق دیوانه دادی همه اش مهر و صفا عزیز گر آز خواب غفلت بیدار شوی شاید که بی غبار غم همرنگ بهار شوی + Date چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 23:28 Leily،Majnon |
یه دوستی دارم که الان ۳ساله ندیدمش اون خیلی بیشتر از یه دوست بود روزی ۱۰بار به هم زنگ می زدیم هر روز هم باید همدیگرو می دیدیم ولی دنیا به ما حسودی کرد ما رو از هم دور کرد ولی به هم قول دادیم که تماسمونو با هم قطع نکنیم سر حرفمون هم موندیم امشب خیلی دلم هواشو کرده سحر جونم ۱سال دیگه بزرگتر شدیم هیچ وقت روزای قشنگی رو که با هم داشتیم رو فراموش نمی کنم عزیزم خواهرم بهترین و با وفاترین دوستم تولدت مبارک سحرم دوستت دارم + Date سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 7:34 Leily،Majnon |
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته اگه یه روز رفتی و دیگه بر نگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما ازت میخوام هر موقع بر گشتی یه شاخه گل روی قبرم بزار آسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو به خدای عاشقان سوگند که اگر بدانم که دو سم نداری گریه نمی کنم بلکه آرزو می کنم کسی را دوست بداری که دوستت نداشته باشد. غرورت را به خاطر دل کسی بشکن ... ولی هیچ وقت دل کسی را که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن عاشقانت همه نام و نشانی دارند .... آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم برو روی پشت بام ببین از کدوم طرف داره باد می وزه ... صورتت رو بگیر طرفش ... یه بوس فرستادم بگیرش.. کاش می شد بوسه بارانت کنم .... جان عشق را به قربانت کنم ..... ای که دور از من در قلب منی ..... با وفا باش که دنیای منی ... می روم تا بخوابم که شاید تو را در خواب ببینم.... اگر تو را در خواب دیدم ... فرداشب زودتر می خوابم تا تو را بیشتر در خواب ببینم و اگر بدانم مردگان هم خواب میبینند .... میمیرم تا همیشه تو را ببینم. من آهنگ غریب روزگارم.... غم در انتهای سینه دارم .... تمام هستیم یک قلب پاک است .... که آن را زیر پایت می گذارم. ناپلون میگه : همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش ... همیشه یه چیزی رو بنویس که بتونی پاش امضاء کنی ... همیشه چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی ... پس دوست دارم به اندازه یه دنیا... امضاء ... هر وقت دل تنگ ميشم پشت در قلبت هي در مي زنم ، پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده یکی داشت یکی نداشت ..... اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم میگن لبخند ربطی به مرگ نداره... ولی تو واسه من بخند تا برات بمیرم خوش بخت ترین پسر کسیه که اولین عشق یه دختر باشه خوش بخت ترین دختر کسیه که آخرین عشق یه پسر باشه(من خودمم اینو قبول دارم) بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، + Date یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 1:12 Leily،Majnon |
زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت زندگي با نگاه آغاز مي شود. زندگي با دل ادامه مي يابد. زندگي با محبت محکم مي شود. زندگي با صداقت راست مي شود. زندگي با تبسم آرام مي شود. و زندگي با عشق زيبا مي شود + Date پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 23:12 Leily،Majnon |
این که تنهایی میاد حس می کنم که بی کسم ترانهام می سوزنو بریده میشه نفسم ثانیه ها نمی گذرن هیچ موقع فردا نمیاد دل میگه زندگی رو با این همه درد نمی خواد بسه آخه چقدر می خوای منو به بازی بگیری کاشکی که راحتم کنی بگی الهی بمیری بی رحمی عادتت شده دست خودت نیست می دونم آخر یه روز می ریو من توی حسرت تو می مونم دست خودت نیست می دونم سلام با تمام گرمای نفس وجودم به تو عزیز دلم: تو توی قاب دلم تصویر شدی این تو هستی که نفسم با وجود تو بیرون میاد من بدون تو میمیرم خیلی دوستت دارم بهرام خیلی بیشتر از اونی که فکرشو بکنی عزیزم هیچ کس نمی تونه تو رو ازم بگیره تو نفس منی پس الان با وجود توست که زندم. + Date چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 7:57 Leily،Majnon |
حالا باید یه آرزو کنی بعد شمعا رو فوت کنی به به چه کیک خوشمزه ای
با عشق عزیزم
ببین چه خوب میزنن میرقسن واسه تولدت نوبتی هم که باشه نوبت من و تو که برقسیم
شب خیلی قشنگی بود گلم امیدوارم به هر چی که تو زندگیت می خوای برسی.
+ Date یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 23:53 Leily،Majnon |
|